تبليغاتX
!! طنز پلخمون !! و ديگر هيچ
!! طنز پلخمون !! و ديگر هيچ
!!!نشانه رفته ام سمتت جا خالي!!! (آيكن كله كيشك)
 

به يــــاد آن روزها!

 

 

 


سلام هالو خوبی حالت چطوره؟
نبينم حال و روزت سوت و كوره
همه میگن که برف اومــــد رو موتون
خودم دیدم توعکست شکل و روتون
اگه بودی تو خــــــسته یا ناراحت
یا چک داشتی یا دعوا با عیالت
تو هر پنجشنبه از ما پشت نكردين(اشکال در قافیه) 

نگفتی ول بابا هـــــــــــالو و خنگين(الان وقت ندارم بعد درستش میکنم)
همین اخلاق خوبت جذبمون کرد
همین عزم تو مارو جزممون کرد
اگه ما در وکردیم شـــــعر بی حال
تو خندیدی و گفتی به چه با حال
دل من تنگ و شعرام آبكي شد
و چشمام ياد تو افتاد بكي شد
خدایا عمرشــــو چون نوح گردان
بده حوری بهش حتی دو چندان

 

 


پ ن : سمت چپي منم اشتباه نگيرين 

پ ن ۲ : شعر هم اگه اشكال داشت به كوچيكي ما ببخشيد وقت اصلاح نداشتم

پ ن ۳ : يكي نيست بگه تو كه شعر بلد نيستي مجبوري شعر بگي 

پ ن ۴ :

شيشه بشكسته و مي ريخته و ساقي نيست

انقريب است كه از ما اثري باقی  نيست

داريم ميريم سفر يك چند مدت نيستيم

مواظب آلونك ما باشين

اگه به نت دست يافتيم در سفر نظراتتون رو هم مطالعه ميكنيم

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 17 آبان1388 به قلم پلــــــــخمون

به لهجه شيرين مشهدي

              شاه كليد هشتم

وقتي كه ميام حرم عــقده دِل وا مُكُنم      

 خودومه يواشكي چُخــــــــتِ دلت جا مُكُنم

تويَم از روي كرم به حرف مــوُ گوش مُكُني  

گاهي وقتا كه ميام با ديدَنُم جــــــــوش مُكُني

مو همش با گريه خودــمهِ بِره تو لوس مُكُنُم   

 از عصاي خادمِ تا به ضريح ، بوس مُكُنُم

اَگِرَم گُناه دِروُم عِــــندِ خِلافُم تو با مو تا مُكُني  

اگه كورِ گِرِه اي زندگي تو با نيگات وا مُكُني

مو هَمَش توي دُعـــــام از تو طـــِلا مِلا مخوام    

بس كه پر رويُم بره تِمام مُشكِلاتُمَم دِوا مخوام

بس كه خوبي از خدا بِره دِلُم صِــــفا مِخي    

تو بِره اي عقل ناقِصُم اَزَش شِــــــفا مِخي

گاهي كه ميام حرم حال نِدِروم هَوا مخوام      

مو مُگُم زن نِدِروم همــش مُگُم بِلا مخوام

تو كه سلطــــــان وفايي مــــورِه با وفا مِخي      

 تو مورِه صفر كيلومتر، جِوونِ با خُدا مِخي

يا رِضا قُربونتُم با شاديات با غصه هات       

 شاديا بالا سَرِت هرچي غَمهِ پايـــينِ پات

مو ديدُم جِوونارِه بالا سَرِت عـــــقد مُكُنن       

 زن و شو توي حرم ، كِنار تو عهد مُكُنن

قَبل خطبه دِلاشان نِزديكُ دستاشـــان جُدا        

 بَعدِ عَقد دست و دِلاشـــان يكيهِ كارِ خُدا

از هَمو بَست پايين مُرده مــــيارَن گُروگُر       

 قومايِ مُردهِ يَم اَشك ميريــــزن هِي شُرشُر

دو سه دور طِواف مِدَن اورِه به دور حَرَمِت     

 تا اَگه مَكه نِــــــرِفته حاجي شـــــهِ با كَرَمِت

يا رضـــــــــــا آمـــــرزِشِ او مُردِهه پايِ توئهِ         

چون كه زائر و مجـــــاور و خاطرخوايِ توئه

يا رضا تا زنده يِم دَعوَتِمان كُن زود به زود      

 نِه كه مُردِم اُفقي، رو دستايِ مَردُم چي سود؟

يا غَريــــــــبَ الغُرَبا اي دِلِ مو آهــــــــويِ تو      

غير تو شِكار نَشه ضــــــــــمانَتت كادويِ مو

اَگه مو شِعر شِكِسته بسته گُفتُــم تو بِبَخش        

 ولي تو زير دُعاي بيت هَفتُم خــــط بِكَش

 آبان ماه ۸۸


واژه نامه    چخت = گوشه / شو = شوهر/ گر گر = تند تند/

ديگه بقيه اش واضحه

 


  پ ن: سلام ميلاد امام رضا (ع) بر شما مبارك

پ ن‌‌ ۲ :  قربون نقد هاي با صفاتون

پ ن ۳ : شعر زبان حال تمام جوانان عزيزه گفتم كه گفته باشم

 

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 آبان1388 به قلم پلــــــــخمون
سلام بر دوستان گلم

اینجا مشهد است پایتخت معنوي ايـــــــران

آپ بعدی در شب میلاد آقا امام رضا (ع) در تاریخ ۸۸/۸/۷

دهه کرامت بر تمام شیفتگان آن حضرت مبارک

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 آبان1388 به قلم پلــــــــخمون
سلام

دنیا که وارون بشه وارون ها راست جلوه میدن ، از وارون ها نیست از دنیاست.

و الان دنیا................

 

 شايد ريا وارون شده و شايد وارون ريا كرده ؟

شايد ما دنيا رو وارون ميبينيم و شايد دنيا مارو !

 

گفتني زياده ولي گفتني هايمان  هم وارون شده !

از ما به دل نگيريد از ما نيست از دنياست، دنيا وارون شده.


 یکهو نوشت:

فردا   ۲۶ مهرماه ۸۸  با آغل زنبور 

ششمین جلسه طنز

پردازان در حوزه هنری مشهد

ساعت ۴ بعد ظهر

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 مهر1388 به قلم پلــــــــخمون

 آنها ! با شعار تغییر آمدند                                            

یادش بخیر چندین سال پیش وقتی بلوار ایرج میرزا ساخته شد، تا نامی از او برده می شد همه می گفتند وای که چقدر مسیرش دور است! و امروز چقدر نزدیک شده ای به ما!
ای کاش به جای تغییر تابلویی که اسمت بر رویش هک شده بود نام های غربی را تغییر می دادند که در شهر بد چشمی می کنند!
ای کاش نوفل لوشاتو، یا حتی سامانیه ها یا نام های گل و بلبل و امثال این ها را خط میزدند…
امروز جلال را جلوی نام تو علم کردند و به جان تو افتادند.
می گویند بد دهنی!… می دانم به خودشان شک دارند! به خودشان می گیرند حرف هایت را!…
ایرج جان! زبان سرخ، سرِ سبز می دهد بر باد. ولی با زبان سرخِ تو صورت هاشان از خجالت سرخ شد. خودشان در خفا خندیدند و به طنز آفرینی ات، آفرین گفتند؛ در حالی که باید می گریستند. دو رویی پیشه کردند…
می دانی! با این کارشان توجه ها را به سویت جلب کردند، امروز همه به دنبال شعرت هستند.
ایرج جان! کم کم شروع می شود، حکایت پنبه و سر را که می دانی، امروز اسم تو را خط زدند حتما فردا نوبت فراهانی ها، دخوها، ملک الشعراها و پروین و نسیم شمال هاست.
می دانی! از آن سوی کشور، قلب ها برای تو می تپد این مهم است نه بزرگنمایی اسم و تابلو بودن!
می گویند ایرج خطوط قرمز را رعایت نکرد! نمی دانند تو خودت خودکار قرمزی غلط هاشان را خوب برجسته کرده ای!

نگران نباش!

اگر با هر برداشتنی قرار بود چیزی از یاد برود پس ما باید سرمان را روزی هزار بار در شهر از یاد می بردیم!
یا این کارشان ایرج میرزا هایی متولد شدند که طنز تلخ را تا ابد در کامشان نگه می دارند.
راستی یادم رفت چند هفته ایست که دوستداران و پیشگامانت برایت طوماری امضا کرده اند. برایت شعرها سروده اند و متن ها نوشته اند.
ببخش سرت را به درد آوردم. در آن دنیا سلام ما را به جلال برسان و بگو هیچ وقت بلوار ریاست وفا نخواهد کرد و بگو خدایش را شکر کند که هنوز همه کتاب هایش را نخوانده اند!

و در پایان چند بیتی از فرخی یزدی که درد دل همه ماست، به تو تقدیم می کنم:

هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشت/آری نداشت غم که غم بیش و کم نداشت
در دفتر زمانه فتد نامـــــــش از قلم/هر ملتی که مردم صـــــاحب قلم نداشت
در پیشگاه اهل خرد نیســت محترم/هرکس که فکر جامعه را محترم نداشت

منتشر شده در ماهنامه اینترنتی   کـــــــافه طنز

..................................................................................

بعد نوشت: شهرداری مشهد با ارسال جوابیه‌ای به بیانیه‌ی اعتراض‌آمیز طنزپردازان و با استناد به مصوبات شورای شهر و کمیته نامگذاری اعلام کرد:

بیانیه کامل در اینجا

نوشته شده در تاريخ شنبه 18 مهر1388 به قلم پلــــــــخمون

جرايد: ايران با 9 ماه جزو كشور هايي با بيشترين دوره تحصيلي

قبل از بحث

باز آمد بوي ماه مهر بوي كتاب نو، بوي خالي شدن حساب پدر، بوي  بوي جزوه و هزاران بوي ديگر كه گفتن نداره....

مسئله !

خب شايد داريد ميگين 9 ماه بدبختي و شب خوابي و روز بيداري شروع شد. دوباره باز  استاد و مشق و جزوه رد و بدلش ! ، شماره و اس ام اس و ميس كال و  كافي شاپ نزديك دانشگاه و ............

(ديگه بقيه اش به سليقه و اوضاع مالي تون بستگي داره)

بنده با يك حساب سر انگشتي بهتون ميگم كه 9 ماه خيلي نيست . يعني 9 ماه كه چيزي نيست باشه از اين 9 ماه ها باشه .!

خب هفته اول كه تق و لقه هيچكس نميره به همين راحتي 6 روز پريد.

از يك مهر تا آخر ارديبهشت 33 جمعه در پيش داريم پس يك ماه به همين سادگي تعطيل.

حدودا 10 روز تعطيلي رسمي داريم كه مدارس و دانشگاه ها تعطيلن.خب 3 روز بين التعطيلين داريم كه همين 3 روز از سه ماه تابستون شيرين تره و بر اساس قانون مفت باشه هرچي بود بود  لذت بخش تر هم ميشه.

دي ماه هم كه امتحاناته و يك ماه همه در گير پيدا كردن جزوه هستين.

يك هفته قبل و بعدش هم كه براي آمادگي امتحانات و استراحت بعد از امتحانات تعطيله.

يك هفته رو هم بايد از آب وهوا تشكر كنيم كه برودت خودش رو از ما دريغ نميكنه.

يك هفته قبل از عيد هم كه بايد تكوني به خودمون بديم (از اون تكون ها نه ها) و يك تكوني به خونه و زندگي پس هفته آخر سال هم تق و لق  اعلام ميكنيم.

13 روز هم كه عيد نوروزه كه محاله تو اين روزها كلاس درس برگزار بشه نا سلامتي عيد باستاني نوروزه .

يك هفته بعد عيد هم كه همه خسته و كوفته از مسافرت ميان چه معني داره ادم بره سر كلاس

هفته آخر ارديبهشت هم آماده ميشيم براي امتحانات و تق و لق شديده و خردادهم كه امتحاناته.

به عبارتي ساده و از طريق فرمول زير

۹mah = 33j + 10 R + 3 B + 13 N + 60 Em = 119 T H 

و اگر فرمول رو از حالت عادي به حالت غير مترقبه تبديل كنيم موارد بالا رو به موارد زير به علاوه  ميكنيم    .

   نزديك به يك هفته مريض ميشين  شك نكنين (بدون در نظر گرفتن آنفولانزا نوع A   )

چهار پنج روز كه خواب ميمونين تازه در حالت عادي .

آلودگي هوا هم كه خيلي بده همه ميدونن پس يك هفته ديگه هم تعطيل

يك هفته هم برودت هوا (البته دانشجوها که به طور رسمی تعطیل نمیشن اما میتون خودشون دو دره کنن)

4 هفته رو هم كه تق و لق اعلام كرديم پس 24 روز ديگه هم تعطيل

پس به عبارتي

۹MAH = 119 T R + 44 M = 163TRM

خب حالا فرمول رو تبديل ميكنيم

۱۶۳ روز تعطیلی تقسيم بر ۳۰ = با ۵/۵ ماه تعطیلی

اثبات قضيه

۹MAH = 3/5

چون

نه ماه منهاي پنج و نيم ماه = سه و نيم ماه

خب حالا ميتونين با استفاده از اين فرمول سال تحصيلي جديد رو با انرژي بيشتر آغاز كنيد.

واژه نامه

جمعهJ =    تعطيلي رسمي=R   بين التعطيلين=B     نوروز=N     امتحانات =EM    تعطيلي رسمي= TH

حوادث مترقبه =  M     تعطيلي رسمي و مترقبه =TRM


خیلی بعد نوشت:

اگر از این وبلاگ که ماه ها خاک خورده و حالا تکوندنش دیدن نکنین بی بهره میمونین پـــــــــــــــــرواز

 


 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 5 مهر1388 به قلم پلــــــــخمون